اظهارات اخیر مهدی کوچک‌زاده درباره عبدالناصر همتی بار دیگر این سؤال را پیش روی جامعه گذاشته که مجلس قرار است چه جایگاهی داشته باشد و مردم چه کسانی را برای نشستن بر صندلی‌های آن انتخاب می‌کنند

این نخستین بار نیست که ادبیات کوچک‌زاده محل بحث قرار می‌گیرد. پیش از این نیز در جریان اظهاراتش درباره محمدجواد ظریف از تعابیری استفاده کرد که اختلاف سیاسی را از نقد عملکرد و سیاست به سطح توهین و تحقیر شخصی کشاند.
درباره همتی نیز به جای آنکه بحث در چارچوب عملکرد اقتصادی و سیاست‌های ارزی دنبال شود شاهد همان ادبیات تند و پرخاشگرانه بودیم. نقد یک وزیر یا مسئول کاملاً در حوزه وظایف نماینده است اما نمایندگی مردم به معنای مجوز برای بی‌احترامی نیست.
مجلس باید محل حضور نخبگان با گرایش‌های مختلف سیاسی باشد. اصولگرا و اصلاح‌طلب و مستقل می‌توانند درباره اقتصاد و سیاست خارجی و فرهنگ و امنیت اختلاف جدی داشته باشند. اتفاقاً مجلس زمانی معنا پیدا می‌کند که اختلاف نظر واقعی در آن وجود داشته باشد.
اما اختلاف نظر وقتی به فریاد و توهین تقلیل پیدا کند دیگر چیزی به کیفیت قانونگذاری اضافه نمی‌کند.
حق ما مردم این نیست که سهممان از مجلس صرفاً تماشای چنین جدل‌هایی باشد.
نباید دوباره همان اشتباه گذشته را تکرار کنیم و با کاهش مشارکت و محدود شدن میدان رقابت سیاسی شرایطی ایجاد کنیم که اقلیتی با حداقل رأی راهی مجلس شوند و بعد از آن برای جامعه‌ای بسیار بزرگ‌تر از دایره رأی‌دهندگان خود تصمیم بگیرند و نسخه بپیچند.
صندلی مجلس ملک شخصی هیچ نماینده‌ای نیست. نماینده با رأی مردم وارد مجلس می‌شود و در برابر همان مردم مسئول است. این مسئولیت فقط رأی دادن و قانون نوشتن نیست. نحوه سخن گفتن و رفتاری که از تریبون مجلس به جامعه منتقل می‌شود نیز بخشی از همین مسئولیت است.
نمونه‌های دیگری هم در سال‌های اخیر دیده‌ایم. حمید رسایی با حکم ۱۰ ماه حبس روبه‌رو شده و امیرحسین ثابتی نیز بارها با مواضع و اظهارات تند خود در فضای سیاسی کشور خبرساز شده است. وقتی رفتار برخی نمایندگان چنان حاشیه‌ساز می‌شود که رئیس مجلس ناچار به تذکر درباره نحوه اظهارنظر آنها می‌شود باید نگران جایگاه نهادی مجلس بود.
مجلس میتوانست به بازویی برای اداره کشور در این برهه خطرناک که سایه جنگ سوم پر رنگ تر میشود باشد و جای کسانی باشد که بتوانند با استدلال قوی درکنار دولت و نیروهای مسلح از کیان کشور حفاظت کنند در صورتی که در حال حاضر بخشی از انرژی حاکمیت برای مهار مجلس صرف میشود.
در مجلسی که ارکان و ساختار درستی داشته باشد نماینده می‌تواند مخالف دولت باشد. می‌تواند با مذاکره مخالف باشد. می‌تواند خواهان استیضاح یک وزیر باشد. اما اینها زمانی به کار مردم می‌آید که پشتوانه‌اش استدلال و تخصص باشد نه هیاهو.
جامعه کنونی ایران به مجلسی نیاز دارد که در آن افراد صاحب‌نظر با گرایش‌های سیاسی متفاوت کنار هم بنشینند و بر سر منافع کشور بحث کنند. مجلسی که در آن مخالف و موافق هر دو امکان سخن گفتن داشته باشند و هیچ‌کس برای صرف دیده شدن و برچسب سوپر انقلابی خوردن به دنبال هیاهوی پوچ نباشد.
مهران امیرحسینی مدرس دانشگاه