اگر نشانه‌های متعدد امروز منطقه را کنار هم بگذاریم، نمی‌توان خطر جدی جنگ تازه را نادیده گرفت؛ اما یک خطا نیز وجود دارد: اینکه «احتمال زیاد جنگ» را با «قطعیت جنگ» یکی بدانیم

افزایش حضور نظامی آمریکا در منطقه، اعزام ناوهای بیشتر، تشدید تحریم‌ها، بن‌بست مذاکرات، بحران هرمز و گسترش جبهه یمن، همگی هشدارهای جدی هستند؛ نه سندی برای اینکه جنگ حتماً آغاز خواهد شد. گزارش‌های اخیر از افزایش قابل توجه و همه جانبه توان نظامی آمریکا در منطقه حکایت دارند، در حالی که هم‌زمان تلاش میانجی‌ها برای شکستن بن‌بست هم کم و بیش ادامه دارد.

اما هشدار بزرگ‌تر اینجاست:

جنگ‌ها غالباً زمانی آغاز می‌شوند که دیپلماسی شکست خورده و سوءمحاسبه جای عقلانیت را گرفته باشد.امروز خطر اصلی فقط تصمیم آگاهانه یک طرف برای جنگ نیست؛ خطر جدی، زنجیره‌ای از واکنش‌ها، برداشت‌های غلط، حوادث کنترل‌نشده و محاسبات اشتباه است.

هر طرف تصور می‌کند دیگری در نهایت عقب خواهد نشست؛ هر طرف قدرت خود را بیشتر و هزینه طرف مقابل را کمتر برآورد می‌کند و درست همین‌جاست که فاجعه متولد می‌شود.

پس آیا بزودی جنگ می‌شود؟پاسخ مسئولانه و هشدار گونه این است: امکان جنگ بسیار جدی است، اما قطعی نیست.حتی در شرایطی که واشنگتن در حال افزایش جدی گزینه‌های نظامی خود است، هنوز مذاکره و میانجی‌گری هر چند شاید نمایشی ادامه دارد.!! پیشنهادهایی درباره هرمز، تحریم‌ها و موضوع هسته‌ای در حال بررسی است.

پس هنوز یک پنجره نیمه باز وجود دارد.

اما این پنجره ممکن است کوچک باشد و حتی در حال بسته شدن!!

راه جلوگیری چیست؟

نخست؛ کانال مستقیم و دائمی ارتباط ایران و آمریکا باید بطور جدی حفظ شود. حتی در اوج اختلاف، تلفن و میز مذاکره باید باز بماند. دشمنی ها نباید به قطع ارتباط تبدیل شود.

دوم؛ هرمز نباید فقط کارت فشار باشد؛ باید به کارت مذاکره تبدیل شود. هرمز برای ایران اهرم مهمی است، اما امنیت آن فقط مسئله ایران نیست؛ مسئله اقتصاد جهان است. تبدیل این اهرم به یک توافق مرحله‌ای می‌تواند از تبدیل بحران به جنگ جلوگیری کند. گزارش‌های اخیر نیز نشان می‌دهد یکی از محورهای اصلی مذاکرات، بازگشایی هرمز در برابر کاهش فشارهای آمریکا است.

سوم؛ پرونده هسته‌ای باید از منطق «همه یا هیچ» خارج شود. نه می‌توان امنیت ملی ایران را نادیده گرفت و نه می‌توان نگرانی‌های بین‌المللی را انکار کرد. راه، توافق مرحله‌ای، راستی‌آزمایی متقابل، محدودیت‌های قابل مذاکره و رفع تدریجی تحریم‌هاست؛ نه تحمیل یک‌جانبه و نه امتیازدهی بی‌حساب.

چهارم؛ کشورهای منطقه باید از میدان جنگ نیابتی به میز امنیت منطقه‌ای منتقل شوند. عربستان، امارات، قطر، عمان، عراق و دیگر کشورهای منطقه نمی‌توانند صرفاً تماشاگر بحران باشند. امنیت خلیج فارس باید نهایتاً به یک مسئله منطقه‌ای تبدیل شود، نه عرصه رقابت دائمی آمریکا، ایران و اسرائیل.

پنجم؛ ایران باید بداند که تاب‌آوری اقتصادی، بخش جدی و اساسی از امنیت ملی است. تحریم فقط عددهای اقتصادی نیست؛ وقتی فشار اقتصادی به سفره مردم، دارو، اشتغال، سرمایه‌گذاری و امید اجتماعی برسد، امنیت ملی و در حقیقت امنیت جامعه و مردم محور نیز آسیب جدی می‌بیند. بنابراین در کنار بازدارندگی نظامی، باید بازدارندگی اقتصادی و اجتماعی بشکل بنیادین ساخته شود.

و ششم؛ شاید مهم‌تر از همه نباید اجازه داد تصمیم درباره جنگ، در فضای هیجان، انتقام و شعار گرفته شود. قدرت واقعی فقط توانایی جنگیدن نیست؛ توانایی جلوگیری از جنگ در زمانی است که جنگ برای همه طرف‌ها پرهزینه شده است.

امام علی(ع) فرمود:

«فَإِنَّ فِی الصُّلْحِ دَعَةً لِجُنُودِکَ، وَ رَاحَةً مِنْ هُمُومِکَ، وَ أَمْناً لِبِلَادِکَ.»

در صلح، آرامش سپاهیان، آسودگی از نگرانی‌ها و امنیت سرزمین است.امروز ایران نه از جنگ باید بترسد و نه از مذاکره. اما باید یک اصل را فراموش نکنیم: مذاکره برای تسلیم نیست؛ جنگ هم برای اثبات غیرت ملی نیست. هدف باید چیزی بالاتر باشد: «حفظ ایران، حفظ جان ایرانیان، حفظ تمامیت ارضی، حفظ استقلال و باز کردن راه توسعه.» اگر هنوز پنجره دیپلماسی نیمه باز باز است، بستن آن با دست خودمان خطاست. بنا به سخن دقیق جناب دکتر پزشکیان بهتر است امروز که در قدرت و عزت هستیم جنگ را پایان دهیم. جنگ شاید بتواند بعضی مسائل را نابود کند؛ اما هیچ جنگی تضمین نمی‌کند که مسئله‌ای را حل کند. هنوز دیر نشده است.!! اما باید هشدار جدی داده شود که وقت زیادی هم باقی نمانده. امروز باید برای صلح آماده شد، نه فقط برای جنگ؛ زیرا بهترین بازدارندگی، ترکیب قدرت دفاعی با دیپلماسی فعال، اقتصاد تاب‌آور و عقلانیت سیاسی است. جنگ را شاید یک طرف آغاز کند؛ اما جلوگیری از آن، مسئولیت همه عقلای منطقه و جهان است.

 

  • نویسنده : دکتر علی هاشمی